سلام
بچه كبوترم بالهايش شكسته
چندروزيست كه پرواز نمي كند....دلش حتمي سخت گرفته
شايد هم گريه مي كند...نمي دانم...
دلم براي بچه كبوترم مي سوزد
من هم براي بالهاي شكسته اش دل نگرانم....من هم گريه مي كنم
ديروز قطره اشكم روي بالهايش افتاد
چشمان غمگين و محتاجش را باز كرد و با نگاه غريبش فقط نگاهم كرد
سكوتش دلم را مي لرزاند
جوجه كبوترم حالا فقط نگاه مي كند.چشمانش گود رفته...
بالهايش خوني است و دلش خونين....ديگر برايم آواز نمي خواند
دلم مي خواست مي شدم مرهم زخمهايش
دلم مي خواست مي توانستم بشكنم بال آن عقاب وحشي را كه از جوجه ام گرفت بال پرواز را
اما.............
امروز جوجه كبوترم ناله مي كرد.خواب به چشمان خوشگلش حرام شده
درد امانش را بريده
نميدانم چه كنم....اشك هم ديگر ندارم
به چه كارم مي آيد قطره اشكي كه مرهم دردهاي كبوترم نباشد؟؟؟
دلم براي قبل تر ها تنگ شده.....
........................................
خداي خالق جوجه ام روزي كه بابا كبوتر از به دنيا آمدن جوجه اش مي خنديد
توشاهد خنده هايش بودي....نه
خداي مهربانم روزي كه بابا كبوتر به جوجه اش آب و دان مي داد وپرواز به او مي آموخت
تو شاهد تمام عشقش بودي .....نه
خداي آسمانهايم روزي كه بابا كبوتر به عشق تو تا خورشيد پرواز كرد و بالهايش سوخت و
ديگر به زمين نيامد
تو شاهد بال بال زدن جوجه اش بودي....نه
تو فقط بغض هاي جوجه كبوترم را ديدي
توفقط اشكهايش را شمردي
توفقط دلتنگي هايش را به نگاه نشستي
به او چه دادي؟فقط كمي صبوري.............؟؟؟
تا شايد ...روزي....زماني بابا كبوتر بر گردد؟
تو خودت خوب مي داني بچه كبوتر چند وقت چشم به خورشيد دوخت تا مسافرش برگردد
اما...خورشيد فقط تابيد
حالا خدا تو كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پشت كدام پنجره از امانتي بابا كبوتر نگهداري مي كني؟؟؟
نكند خورشيدت باز هم هوس كبوتر كرده؟
بالهاي جوجه ام را باز گردان و شوق پرواز را از او نگير
به او قدرت بده تا كمي مانده به خورشيد پرواز كند امافقط آنقدر بالا برود تا بابا ببيند جوجه اش را
وجوجه ذوب نشود در انوار خورشيد
خدايا.....
جوجه كبوترم حالا بزرگتر شده ....خيلي بزرگتر از روزي كه مجتاج آب و دان بود
امروز او نيازمند ياري توست
خودش را محكمتر به قفس بيماري مي كوبد و....زخمي تر مي شود
تو بيا و از پشت پنجره اي كه سالهاست باز نشده نگاه كن
اشكهاي دعا هنوز مي بارند
به دل مامان كبوتر رحم كن
دلت را به اشكهايش بسپار تو را صدا مي كنند
تنها يك لحظه نگاه تو مرهم بال كبوترم است
تو خود داني و وعده اي كه به بابا كبوتر دادي....نگاهداري از جوجه هايش
.........................
..........................
مي دانم صداي محتاجم را خوب مي شنوي
و مي دانم امشب پنجره ي لانه ي كبوترم از نورت روشن خواهد شد
و خوب مي دانم كه كرانه ي لطف بي دريغت را هيچ كناره اي نيست
من مهتاب...عابر كوچه ي درختي باز هم منتظر باران رحمت تو مي مانم
و مي دانم كه حتي اگر روز گار عمرم به پايان رسد مهر باران تو هنوز مي بارد
..................................
و سخن آخر
دوستان همراهم براي بالهاي كبو ترم خيلي دعا كنيد
خيلي به دعايتان نياز دارم
مهتاب....عابري از كوچه درختي